خرید بک لینک

من عقد کرده بودم تو اتاق علی زیر بالشت علی دعا دیدم

انقد بی اعتقاد بودم بعده اینکه بسته رو وا کردم دیدم با خط میخی روش ذرت و پرت نوشته دوباره بسته رو تا کردم گذاشتم سر جاش ب روی خودمم نیاوردم

دعا جادو

گفتم لابد ننه اش یه دعای مثبتی برا بچه ش کرده !

....

منو علی سالهای اول ازدواجمون خیلی دعوا میکردیم و اختلافات داشتیم

متاسفانه ما به خونواده ها میگفتیم

روزی از روزها مادرشوهرم یه تیکه دسمال مسخره داد بمن گفت : این پارچه یادگار من تا اخر عمرت تو ماشین بذارین!

من به فال بد نگرفتم

گفتم لابد برای اینکه از اختلافات خارج بشیم رو پارچه هه داده دعای مثبتی کردن و الان با این تزویر ( یادگاری) داره ما رو ملزم میکنه همراه مون باشه ، شایدم دعای سلامت ملامت باشه

ولی ریسک نکردم

یه روز یواشکی بردم پارچه هه رو انداختم تو جوی آب

،،،،،،،،،

بعده مدتی ک از ازدواجم گذشت و دیدم که کشوندن مسایل ب خونواده ها هیچ نتیجه مثبتی جز پریشون کردنشون نداره دیگه هیچوقت هیچی از اختلافامون ب هیچ احدی نگفتم،

الان ها ک دیگه عملا هیچ اختلاف جدی ای با علی نداریم،

امروز مادرشوهرم باز یه کوسن کوچیک داد دیگه التماس و خواهش که تو ماشین تون بذارین

میگم چرا؟ میگه برا اینکه یه وقتی ماشین شما رو از دور میبینم با دیدن این بالشت ؛ بشناسم!

گفتم : شیشه های ماشین ک انقد دودیه داخله ماشین از بیرون معلوم نی!

گوز گوز افتاد و قسم آیه داد که نه حتما بذارین یادگار من ب شما!

به نظرتون الان چه فکر مثبتی کنم ؟ یعنی دعای سلامتی و سفر به خیری هست ؟

،،،،،،،،،

ابنکه مادرشوهره من با ترفندهای خودش و فرو رفتن در نقش قربانی ، بچه هاشو تسخیر کرده یه ترفند و مکر شناخته شده و کاربردیه

اینکه علت طلاق برادرشوهرم قطعا بدون شک ، ورود مادرشوهرم به زندگی پسر بزرگش بعده ۱۵ سال دوری بوده ، شک ندارم

اینکه برادرشوهره سومم از زنش متنفره علتش این زن بدخواه بوده بلاشک

اینکه زندگی پسر خارجیش خوبه چون هیچوقت نزدیکش نبوده و یه باری هم ک رفتن هشت ماه خارج پیش اونها ، چیا شد که پسرش دیگه نذاشت اینا برن ،،، بماند!

ولی شمیم خانم قصه به دعا و جادو اعتقاااااااد : نداره

چرا که :

اگه دعا اثر داشت چرا مادرشوهر من عمری از پدرشوهرم بدجور کتک میخورد؟ یه دعا میکرد شوهرش عاشقش میشد دیگع!

.....

نظر بدین من این بالشتکو فقط محض احتیاط چه بکنم؟

@@@@@@@@@@@@

به پیشنهاد مریم عزیزم

ک‌وسن رو شکافتم

توش الیاف سفید بود به علاوه ی شش تکه پارچه از جنس خز نارنجی به ابعاد تقریبی ده سانت در ده سانت

دو تا از این تکه های نارنجی دور تا دورش با دست کامل دوخته بود

شکافتم

توش چیزی نبود

عکسش تو پیج shamim123 گذاشتم

حیف شد دست خط و جادو و نوشته پیدا نکردم

اما همینم میخام گم و گور کنم

اولا چجوری معدومش کنم؟

دوما : جواب مادرشوهرمو چی بدم که منو قسم و آیه داد که این بالشتک رو تا اخر عمر ازش به یادگار نگه داریم( اونم تو ماشین) ؟

سوما: من واقعا تو باورم نیس اگر جادو جمبله ؛ دعای منفی ای هست! ایشالا مثبته! من همین امروز براش چند تا چیز کاربردی خریدم بردم کیف کرد و تشکر کرد!

برچسب: نویسنده: آراد محبی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 4:15

صفحه بندی