همیشه تو خلوتم فکر میکنم ک با بقیه بحث های عقیدتی نکنم ، قوم و خویشی و دوستی ها رو از بین نبرم، ارزش دوستی بالاتره
اما دریغ ...
تنها ملاک من شده فقط همین ...
علی همیشه میگه : اون جماعت همیشه در قبال منطق ، دنبال دهن جوابی کردن هستن!!!چون چیزی در چنته ندارن
چن روز قبل خونه مادرشوعر بودیم ؛ یکساعتی با مادرشوهرم بحث کردم ، البته واقعا نرم نرم ،گفتم :بعد از ماجرای ۱۸-۱۹ دی ، دیگه عقاید شما رو نمیتونم تحمل کنم،،،با رعايت ملاحظات سن و نسبت ،خيلي حرفا زديم و دقيقا نتيجه همون شد : چون هیچ منطق و درایت و حرف حسابی ندارن فقط مث سلیطه ها دهن جوابی میکنه! یه تایمی گذشت و شوهره دختر عموی علی هم اومد ، یه کم رو ب علی کلام رو ب دست گرفت ،مادرشوهرم دخالت میکنه و به پسره میگه : پدر مادرت چی ان که تو باشی!!!!!!!!!!
پسره بیچاره با ناراحتی ب مادرشوهرم گفت : من به تو چی گفتم که تو ب پدر مادرم توهین میکنی ؟ و قهر کرد از خونه شون رفت!!!!!
بعدش جاری۳ اومد، من و علی خیلی دوسش داریم ، وااااقعا زن خوبیه با عقاید گندیده! طفلی رو درک میکنم انقدر تو زندگی سختی کشیده از فقرشدید خانوادش تا مرگ چند تا از اعضای خانوادش و بدترینش داشتن شوهر بد ( همون برادر شوهر هوکومطی) تا بیماری عزیزان ، که چاره ای براش نمونده جز اوهام!
باهاش هیچ بحثی نکردم ، اینا خدا زده ان
هیچی دیگه فقط گفتیم و خندیدیم ،خودش با ذوق و عشق گفت یه نفر سه شنبه میخواد بیاد!
الان بامداد پن شنبه است
انقد دلم میخواد بهش پیام بدم خیطی شو ب روش بیارم
میدونم خودشو برای یه دهن جوابی دیگه آماده کرده
ضمن اینکه باهاش شوخی هم ندارم هر چقدم دوسش دارم ولی از کوری و احساس داناییش متنفرم
جاریم ماشینش خراب بود ، برادر زاده اش ورداشت جاریمو اورده بود خونه ی مادرشوهرم اینا ، برادرزادش شام هم با ما بود ، این جاری خیلی بامزه و شوخه ، در عین حال با همون لحن فانی که داره همش از (نداشتن) گلایه میکنه ، من بااااارها بهش گفتم شوهر تو هم شغل علی هست با یه پست خیلیییییی بالاتررررر و درامد بالاتر ، ضمن اینکه خب حتما از نهادهای لولو خرخره حقوق و دریافتی های مضاعف هم دارن ، آقا من اصلا اطلاع دارم که شوهرش چقد داره!!!!!
دلتون نخواد پدرشوهرم یه بّره قربونی کرده بود و یه بسته گوشت ب من داد یه بسته گوشت هم ب جاریم داد که ببریم
بسته ی گوشت نسبتا درشت بود یعنی راحت دو وعده يا شايد سه وعده خورشت میشد
جاريم ميره يواشكي به پدرشوهرم ميگه كه چون برادرزادش اوردتش ، يه بسته گوشت هم به اون برادرزادهه بدن
چجوری روش میشه؟؟؟؟ اولا که میتونست گوشت رو ب برادرزادش نشون نده، دومیا میتونست از گوشت خودش بخشی رو بده به اون !!! چرا باید پدرشوهرمو میتیغید!
همونطور ک شوهرش هفته ی قبل که ننه شو برد قم تقاضای ده میلیون خرج سفر نصف روزه اشون کرد و در واقع تیغیدشون
زنش هم اینا رو با درخواست گوشت اضافه تیغید!
اینا چرا اینجوری ان
گوشت گرونه!
ب ابلفض همین امروز رفتم ب جبران گوشت قربونی مادرشوهرم ، ۴۵۰ تومن دادم پارچه ضخیم خریدم براش دو تا یا سه تا کیف مخصوص نون خریدن بدوزم ، قطعا این هزینه به پول گوشتش نمیرسه ، اما بذاره ب حساب کم بودن من!
من همیشه ب حبه میگم ؛ از عقاید کهنه ای ک داشتیم فقط یک نکته ی خوب دیدم و اونهم : مال حلال مال حرام هست
زرنگ بازی و گدا منشی و تیغیدن مصداق حرومیه
،،،،،،،،
جنس موهای من فر هس
قبل عید کراتین کردم و پنج شش سانت از ریشه موهام درومده و فره
انقدددد هوا شررررررجیه هر چقدم اتو سشوار بکشیم پنج دیقه بعد بیلی بیلی ها میزنه بیرون
دیگه منم مثلا زرنگ بازی در میارم با این دستگاه ویو wave کل موهامو فر میکنم ک مثلا از رو قرطی بازی فر میکنم
حالا اینکه اسکولیم اول کراتین میکنیم بعد روش فر میکنیم بماند
داداشم منو بیرون با موهای فرفر شده دیده میگه قیافت شبیه سلیطه ها شده
شما هزاری بگو فر قشنگه فر چنینه فر چنانه
خدا ب سر شاهده
انقد ع موی فر بدم میاد بدم میاااااد بدم میاااااااااااااد
حالا علی هم متنفره بماند که نظر داداشمم شده گوزه بالا قوز
امروز سه ساعت اتو کشیدم تافت زدم رفتم بیرون ، به سر کوچه نرسیده ؛ رطوبت با موهام همچین کرد باز اون ۵ شیش سانت طبیعی ریشه، پف و وز و فر و وحشی شد رفت آسمون
چرا جاذبه ی زمین ب موی فر اثر نداره؟ چرا یه مو داره درمیاد باید انقد پیچ و تاب بخوره؟
فصلهای دیگه ی سال همیشه میگم خدایا بابت این نقطه ی سرسبز خوش اب هوای خوش منظره ازت ممنونم ، خرداد و تیر و مرداد و شهریور که میشه :؛ مسافر میاد شمال ، میگم : ما ک اینجاییم تحمل هواشو نداریم باز این مسافرای نگون بخت انتخاب میکنن که بیان خودشونو تو این شرجی عذاب بدن!
خدایی بهتون خوش هم میگذره؟ ؟ یه بار تابستون میایین باز دفعه ی بعدم تابستون میایین؟
درسته مث شهرای شما دااااااااااااغ نیست اما گرم و خیس و چسبناک و پره عرق که هس؟!شوخی میکنم خدایا شکرت
برچسب:
نویسنده: آراد محبی