خرید بک لینک

شب جمعه شب 1 بود ما هم از ظهر پنج شنبه تا بعدازظهر جمعه با كل خونواده علي اينجا توي يه خونه هتل مانند با هم يكجا بوديم

جمع خوب و خوشي بود و جاري مورد نظر هم بود

اسم جاري چاقچوليه رو جهت سهولت نگارش ميذارم ( زهرمار)!

لحظه اولي كه زهر مار رو ديدم فقط يه ( سلام خوبي) خشك گفتم اونم عادي جواب داد و ديگه تا نصفه شب هم كلام نشديم

كلي ب علي سفارش كرده بودم جلوي اين زهرمار خانم بچسبه به من، برام چايي بريزع برام ميوه پوست بگيره دستشو دورم بذاره ماچم كنه و اين كاراي چندش آور.....

برچسب: نویسنده: آراد محبی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 13:29

صفحه بندی