
هنوز شیش هفت روز نشده که از مدرسه رفتن حبه میگذرهمعلم امسالش با اینکه خیلی شیک و قشنگه ولی بشدت سختگیرههر روز از مدرسه برگردوندمش بچه ،تو ماشین گریه کرد خیلی اذیتهحبه تو مدرسه آروم و حرف گوش کن هست انتظار نداره وقتی بی نظما بی ادبی میکنن این هم بسوزه !! چون آرومه با بچه های بی ادب هم گروه میکنن که اونها هدایت بشن ولی اونا حبه رو آزار میدنمعلم هم هر روز یه سختگیری جدید و تهدید و لحن بد و این چیزاداشتم دق میکردم مادرای دیگه هم همه از دم شاکییکی تخم نکرد اقدامی بکنه تا اینکه من بصورت خصوصی معلم رو ...
ادامه مطلب
ققنوس از خاکستر متولد میشود ایرانُ پس ميگيريم...
ادامه مطلب
تف بر این سال میمون 99 کرونایی...تفففففففففچرا این جماعتِ xa0عالمِ دهر xa0که دور و بر من هستن فکر میکنن باxa0پیروی از آیین های صیقل دادن ضمیر؛xa0 و پرواز روح به یقین هایی میرسند راهگشا؟؟؟؟؟شاید یه چیزاییxa0حس ک...
ادامه مطلب
روانی ام و کلی فکرم پخش و پلاساینجور وقتا که گم و منگ میشم باید همه فکرامو بنویسم تا تشخیص بتونم بدم کدوم فکرم سیاه نمایی ذهنمه و کدومش واقعی تره و کدومش راه داره و کدومشو باید بندازم دور...اما بخاطر ...
ادامه مطلب
غیبت کبرا به سر امد.حبه لب تابو داغون کرده بود دربدر تعمیرگاه ارزون بودیم حالا دیگه درست شده تولد حبه خیلی محقرانه برگزار شد واسه تولدش یدونه ماشین فلزی دکوری خریدم.یه ذره عکسیدیم بعدها به بچه نشون بدیم سرش منت بذاریم :)دلم طاقت نداد این نشد وضع خودم یه پولی داشتم .یخورده هزینه کردم با چن تا از جوونای فامیلمون یه جشن کوشوولو زنونه تو خونمونxa0گرفتیم.خیلیییییی خوش گذشت .واقعا عالی گذشت.ساندویچ همبرگر خریدم دادمxa0جای همه دوستان خالی..موهامو زیادی دور خودم پوش داده بودم شده بود اون موقع حس سوفیا...
ادامه مطلب
گفته بودم ننم دوره دانشگاهش گرگان بود و اونجا کلی دوست و رفیق داره....خیلی اتفاقی مامانمم تو تعطیلات قبلی میخاس بره گرگان رفیق بازی...علی فهمید به بابام اس ام اس داد: افتخار میدید با هم بریم گرگان؟ یواشکی این ا س ام اسو خوندممم.یخورده خوشمم اومد.در حالی ک با من سگه هااا. ولی خب هنوز با دیگران خوبه شب قبل از گرگان رفتن باز چسبید ب تی وی حبه رو اصلا تحویل نمیگرفت هی میومد تو دست و پای من نمیذاش ب کارای خونه برسم چن بار بلند رو به حبه گفتمبرو بغل پدر بشین با موبایلش بازی کن.که علی بشنوه دستورمو اطا...
ادامه مطلب
خوشمزه ترین قسمت زندگیم اینه که حبه جلو صغیر و کبیر باباشو صدا میزنه: مادر ..................................................................... دوست عزیزی ک تلفنی ازت میپرسم اسم دخترتو چی گذاشتی؟ میگی : آنیل و من میشنوم : وانیل!!!! باجنبه تر باش.پای ده سال دوستی درمیون بود ............................
ادامه مطلب
زندگیمون شده حبه حبه حبه حبه هفته قبل یه شب رفتیم خونه خال جان موندیم.حالا خاله اینا اومدن شمال من دیشب دعوتشون کردم عاقا این حبه حالت عادی گریه نمیکنه(بجز مواقعی ک میخاد بخوابه)دیشب یه آبرویی ازمون بردددددددددددد نفهمیدم کی اومد کی رفت غذا چی شد دسر چی شد کی اورد و کی جمع کرد و شست و کی مهمونا رفتن من و علی و مامان دس ب دس دادیم دهنشو ببندیم یکسره ونگ زد.هشت ساعت تموم هیچی نخورد و گرسنه خوابید دندوناش از 5 ماهگی شروع ب درومدن کرده الانم ک سیزده ماهشه یازدهمین دندونشه.همه میگن بچه ها سر یکی دو د...
ادامه مطلب