
هنوز علي رو پاره نكردم ؛ سنگينم ...
ادامه مطلب
چن روز قبل تولد علی آقای قصه بود...کیک و کادو و غذاxa0خریدم براش قایم کردم تو تراس...غروبش به روی خودم نیاوردم اصن ک فرداش تولدشه...غروب یخورده ارایش کردم لباس بهتر تن خودم و حبه کردم ولی شک نکرد...ساعت...
ادامه مطلب
دارم با سرعت جت کیلومتر در ساعت براتون میتایپم...کلی کار دارم...بدون اطلاع علی؛رفتم برا عروس جانمون فرش9 متری خریدم...فرش رو بردم خونه ی دوستم قایم کردم علی نبینه.... با خودم گفتم: چرا تو بوق و کرنا ک...
ادامه مطلب
غیبت کبرا به سر امد.حبه لب تابو داغون کرده بود دربدر تعمیرگاه ارزون بودیم حالا دیگه درست شده تولد حبه خیلی محقرانه برگزار شد واسه تولدش یدونه ماشین فلزی دکوری خریدم.یه ذره عکسیدیم بعدها به بچه نشون بدیم سرش منت بذاریم :)دلم طاقت نداد این نشد وضع خودم یه پولی داشتم .یخورده هزینه کردم با چن تا از جوونای فامیلمون یه جشن کوشوولو زنونه تو خونمونxa0گرفتیم.خیلیییییی خوش گذشت .واقعا عالی گذشت.ساندویچ همبرگر خریدم دادمxa0جای همه دوستان خالی..موهامو زیادی دور خودم پوش داده بودم شده بود اون موقع حس سوفیا...
ادامه مطلب
تولدم شد بدون اینکه یه ابسیلون خودمو واسه مهمونی ب جلز ولز بندازم و دنبال تشریفات باشم یه 5-6 تا دوست چتر بازمو(از فامیلامون)xa0دعوت کردم زدیم رقصیدیم خندیدیم خوردیم پاشیدیم خیلی هم عالی گذشت.کیک معمولی گرفتم لباس قدیمی ک همون دوستام ده بار دیده بودن تنم کردم اونهام سخت نگرفتن.موهامم دادم ارایشگر همسا...
ادامه مطلب