کار خیر

خرید بک لینک

مادر من بینهایت معاشرتیه

تعداد دوستهایی ک باهاشون در ارتباطه قطعا به دویست نفر هم میرسه

پمج شنبه مادرشوهرم اینا اومدن خونه مون، مامانم ک خبر دار شد اونم با ادعای عرض ادب کردن ، اومد خونه ما، دیدم هی از مادرشوهرم اینا عکس میگیره، تو دلم گفتم چه خودشیرینه!!!! حالا نگه دارین اینو......

مامانم با چن تا دوستاش یه کلاس زبان تلگرامی آنلاین دارن، چند ساله زبان انگلیسی تمرین میکنن خیلی سطح پایین یا متوسط!نه ک زبان مامان من خوب باشه هااااا، نه! بس ک بقیه ی دوستای زبانش شوت تشریف دارن ، مدیریت و سازماندهی این کلاس زبان با مادرمه ،یه جورایی کمک استاد هست،مامانم چندین بار سوال درسی براش پیش اومد ک ماها بلد نبودیم و چون سرگروه یا کمک استاد هست چون ژنتیکی هم یه نموره ، مدیر مسلک تشریف داره، اشکالات زبانش رو با برادرشوهر خارجکی من مطرح میکرد و اونم با روی باز جواب میداد

نمیدونم میدونین یا نه، برادر شوهر خارجکیم بسیااااااااار پولداره

مامان ؛ که کمابیش با برادرشوهر خارجکیم هم تو تلگرام ملگرام صحبتهایی داشتن عکس مادرشوهرم اینا رو شبونه براش فرستاد که مثلا ببین عکس ننه تو ،،، ازین چیزا! فک میکنه برادرشوهرم دلتنگ و کشته ی ننه شه هیشکی براش عکس نمیفرسته الان از ذوق بال درمیاره در حالیکه برادرشوهر خارجکیه روزی دو‌بار بدون استثنا با مادرش صحبت میکنه! و چون اختلاف عقیده مذهبی دارن اصلا هلاک دیدن مادرش نیس، نشون ب این نشون ک زنش سالی یه بار میاد ایران ولی این نمیاد !

مامان بعده فرستادن عکسای مادرشوهرم برا برادرشوهرم ، بدون اینکه از من نظری خواسته باشه ، ب برادر شوهر خارجکی پولدارم ، گفت ک : ( یه نفری هست سه بچه داره، کمک کن بتونه تو شهر یه خونه بخره)

برادر شوهرم هم ک خیلی برا مادرم احترام قائله با علی صحبت کرد که ببین مادر زنت چی میگه.........

واااااااای

علی انقددددددددد ناراحت شد

دیدم پشت تلفنش با برادرش ، رو پیشونیش دونه های درشت عرق نشست و هی میخواست رفع و رجوع کنه....

تلفنش بدلایل مشغله برادرشوهرم نیمه کاره قطع شد

علی خیلی خیلی خیای ناراحت شد و کلی ب من گله ی مادرمو کرد

لحن علی محترمانه بود اما حرفاش تلخی حقیقت رو داشت

مثلا میگفت : هر کی ب برادر خارجکیه من میرسه یه کاسه دستشه میگه پول بده پول بده، من چحوری ب این جماعت حالی کنم ک برادرم حتی خوشش نمیاد ب ما خواهر برادرا پول بده، اون فقط برای پدر و مادر من بی محدودیت خرج میکنه!

علی حسابدار برادرش تو ایرانه، یعنی بگم هزار تومن از جای برادرش قاطی مال ما نمیکنه و همه اش شاکی هست ک فلان برادر دیگه از پول برادر خارجکیه با رضایت دو طرف پول قرض خواست و دیر برگردوند یا چمیدونم زود برگردوند یا کم داد یا جرینگی گرفت دو قسط پس داد و این حرفا و گلایه ها، همیشه هم راپورت واو ب واو حساب برادرشو براش میفرسته

واااای

انقد پیش علی شرمنده و خجالت زده و عصبی شدم که نذاشتم علی دق دلی شو کامل خالی کنه

ساعت ده شب بود مامان من ۹ ب بعد میخوابه، زنگ زدم ب مامان،نیم خواب جوابمو داد ، گفت تقریبا خواب بودم، منی ک تلفنام زیر یک دقیقه است ۱۴ دقیقه ی تمام یه بند حرفای تلخ و گزنده بهش زدم،،، گفتم تو چرا انقد رییسی؟ چرا فک میکنی عقل کلی،؟ چرا فک میکنی از تو خوش قلب تر و حکیم تر هیشکی نیست؟ چرا اگه اهل کار خیر هستی خونه ی خودتو نمیفروشی برا بی بضاعتا خونه بخری؟ تو چیکار ب پول اون داشتی؟ چرا آتیش میندازی تو این خاندان؟ اینا همه با هم در ارتباطن ، حرفت رو ب همه گفت! چرا منو سگ آبرو کردی؟ چرا کاسه گدایی دس میگیری؟ چرا با اون پونصد تا رفیقات پول نمیذارین برا فقیرا خونه بخرین؟ بعدش تو چرا اول ب من نگفتی ؟ چون میدونستی نمیذارم همچین کاری کنی؟ چرا فک میکنی من بدم و تو خوبی؟ اصن چرا برا کارات از بابا اجازه نمیگیری؟ چرا فک میکنی پیغمبر خدایی؟ زرنگی پسرتو از طبقه پایین خونت شوت کن بیرون ، مستحقا رو خونه خودت اسکان بده! چجوری روت میشه و مگه مثل اون یارویی ک تو میگی بدبخته کمه؟ ( بچه ها من با دوست مادرم ک یه خیریه رو میگردونه در ارتباطم اما موضوع رو اصن ب مادرم نگفتیم، انقدرررررررر ندار و بیچاره داریم ک حد و حساب نداره) حالا طرفی ک مامانم میگفتش مثلا تو روستای دور هست و براش تو شهر کمک کنین خونه بخره،،،، خب باشه که باشه، من و علی همین یک ماه قبل ، شش و نیم صبح از دل کوههای دور یه بچه ده یازده ساله رو سوار کردیم با ماشین چهل دیقه طول کشید ب نزدیکترین شهر برسیم ک این بچه بره مدرسهو کار هر روزش و رفت و برگشتش همین بود!

نمیخام انقدر دلسوز باشه

نمیخام انقد رییس باشه

انقدررررر قاطی بودم انقدرررررر بد حرف زدم ک دارم از پشیمونی میمیرم الان

البته مادرپدر من سالهااااااست هر ماه مبلغ خوبی به بهزیستی یه شهر فقیر کمک میکنن و نظارت هم دارن، غیر اون جاهای دیگم ریز ریز کمک میکنن

بین دو راهی سختی موندم

دیدگاه مهربانانه میگه مادرم نیت اش گره گشایی بود

دیدگاه منطقی میگه واسه پول دیگران نقشه نکش

مردم سر پول ، همو لت و پار میکنن خانواده ها سر ارث خون و خونریزی بپا میکنن، پول بعد از زنده بودن مهمترین مساله ی دنیاس

چرا واسه جیب دیگران برنامه میریزین؟

ولی

مامان با من از دیشب قهره

براش تلگرام و اینستا مطلب فرستادم با اینکه آنلاینه وا نکرده

دلم داره میترکه

من قد تر از این حرفام ک هیچوقت بابت هیچ کاریم ازش عذر خواهی کنم

کاش بذاره بحساب گاو بودنم خودش حلالم کنه

لحظه ها عریانند...

ما را در سایت لحظه ها عریانند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 5:08

صفحه بندی