امروز اتفاقي مامانمو تو خيابون ديدم تنها بود
حالا اينكه زير بارون برا خريدن يه كاموا برا عروسمون تنها رفته بود بيرون بماند
برچسب: نویسنده: آراد محبی تاريخ: جمعه 11 اسفند 1402 ساعت: 16:04