
دنیا داره بشکل سگی پیش میره... چن روز قبل علی و بچه موندن خونه من رفتم یک ساعت و نیم بیرون و برگشتم.وقتی برگشتم با دل خجسته داشتم ازینکه دکتر چی گفت میگفتم.دیدم شوهر سگِ.زدم ب ک و نم.همین جور کلماتو قطار میکردم و با هیجان و عجله حرف میزدم چون علی نوبت فیزیوتراپی داشت باید میرفت.جونم براتون بگه دیدم همچنان کله اش باد داره.یکهو وسط هیجاناتم واستاد قد درازشو و هیکل گنده شو علم کرد جلوم گفت: تو چته؟ یه گریزی بزنیم ب اینکه"من چمه" :منه گردن شیکسته چن روز قبل یه تیکه در حد یک جمله(البته دو بار ) زدم ج...
ادامه مطلب