
قرار شده بود اخر هفته جلسه ی علی و دوستاش، خونه ی خودمون برگزار شهقرار بود تموم مقدمات رو حاضر کنم و دم رسیدن مهمونا من برم خونه مامان ، که آقایون راحت باشن! برادره علی ک عضو جلسه نیست هم دعوت شد ، علی خود شیرینی ب خرج داد از پدر شوهرم خواست که اون هم بیادوقتی پدرش بیاد دیگه نمیتونستن حرفای سخیف بزنن بخندنحالا دودش ب چشم خودشون میرفتاز اون ور مادر شوهرم هم گفت که میادعلی روش نشد بگه، تو نیا پدر شوهر و مادر شوهرم دیوانه واااااار میرن خونه ی مردم! دیوانه وار ! تو این دوره زمونه که هیشکی با هیشکی...
ادامه مطلب
سلام بچه ها خیلی لازمتون دارم خیلی...وقت ندارم طولانی بنویسم.... رفتیم پیش یه مشاور((لطفا اسم مشاورمو نپرسید.مرسی) ...یک جلسه دو نفره...مشاوره خیلی منو کوبید...خیلیxa0حرفاش منو گزید.تا ده روز حالم بد بو...
ادامه مطلب