لحظه ها عریانند

متن مرتبط با «خاله» در سایت لحظه ها عریانند نوشته شده است

عروسی برادرشوهر، زن پسردایی، خاله و شیما

  • نیلوبلاگ

    ع چی بمویسم خداااااا ؛ یه طولانی نویسی مدیون خاطراتمماز همین الان آخ انگشت شصتم اینهمه میخاد تایپ کنهتابستون واسه حبه کلاس ملاس اسم نوشتم هر روز بعدازظهر عازم مند کلاسیمنمیگم جر خوردیم ع دست شهریه، خودتون درک کنینپسرخاله م در حسرت زنش که داره جدا میشه ؛ داره میسوزه و زنش رفته که رفتهیه باری زن پسرخالمو همون زن شیک خوش گل رو تو خیابون دیدم کلی دخملشو نازی نازی کردم اون ب حبه وقعی ننهید خیلی خشک و سرد زود خدافظی کرد رفتچه مرگتونه عروسا؟! خدایی چه مرگتونه؟ نکنه : ازینکه یه توله سگ زشت زاییدین ...

    ادامه مطلب